گزارش یک روز به کیانم
سلام سلام صدتا سلام به کیان قند و عسلم. خوبی پسرم؟ صبحت بخیر. کار من این شده که صبح ها بیام و برای شما گزارش روز قبل را بدم. نه اینکه نی نی وبلاگ توی خونه باز نمیشه، من میام توی اداره برات می نویسم. دیروز عصر بابایی سرش درد می کرد.چون فکر کنم یه کمی سرما خورده باشم.آخه جمعه که داشتم تخت شما را می بستم اینقدر عرق کردم، بعدش که از اتاق رفتم بیرون باد کولر بهم خورد و منم سرما خوردم. دیروز عصر که از خواب بیدار شدم مامان جون تماس گرفتند و گفتند آب خونشون قطع شده. منم رفتم دنبالشون و آوردمشون خونه خودمون. خوش گذشت.بد نبود خلاصه. خاله نغمه و عمو اصغر و دانیال هم اومدند. دانیال پسر خاله نغمه شماست عزیزم و فوق العاده با ادب و مهربونه.امسال ر...
نویسنده :
حمید
8:14



